آرادآراد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

آراد قلب مامانی

تشکر

امروز بابا اینا بچه ها رو برده بودن اردو. برا اراد ی بلوز سفید با راه راه نارنجی  سیاه  و کمی  سبز سوغات گرفته     مرسی بابایی ...
24 ارديبهشت 1390

بوو و

نشسته بودیم و داشتیم گوجه پوست میکردیم شما هم داشتین گوجه میخوردین که یکدفعه صدای ضجت سکوت خونه رو در هم شکست با داد میگفتی :مامانی حاجی بابا بوو و شده اولش چیزی نفهمیدم  از اونجایی که  به هر کدوم از انگشتات اسم یکی از اعضای خانواده رو گداشته بودی متوجه شدم که انگشت  اشاره ی چپت رو داری فوت میکنی و میگی حاجی بابا بوو و شده منم به جای فوت اول یدونه بوس و بغل گنده ازت گرفتم  بعد انگشت حاجی باباییت رو فوت کردم دورت بگردم  قیافه ی اون لحظه هات هیچوقت یادم نمیره عزیزم تا زمان مرگم بهترین روز های زندگیم مال زمانیه که با توآم  نمیخوام بینمون اینقدر وابستگی ایجاد بشه چون جدایی خیلی سخته پسر ناز...
22 ارديبهشت 1390

نوشته هايي از دكتر شريعتي

سخنانی از دکتر علی شریعتی : 1.زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت .  2. ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكركنم تا اين كه در مسجد بشينم و به كفشهايم فكر كنم. 3. آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می ریزد،زندگی به رنج كشیدنش می ارزد. 4. خدایا تقدیر مرا خیر بنویس آنگونه که آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم و آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم.  5. برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیردهر آنچه را که خدا را از تو می گیرد.  6. اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری.  7. سرمایه های هر دلی حرف...
14 ارديبهشت 1390

اینم پسر مامی تو سن 22 ماهگی

 ماشاالله   سلام اینم عکس آراد جون   مامانه         با ماشینی که باباییش از دبی براش خرید و ۱۰ دقیقه   بیشتر کار نکرد چون آراد خان خرابش کرد .امروز ۲۴ بهمن ۸۹ ارادم مریض شده کمی صداش گرفته و خلت داره و شدیدا" سرفه میکنه.غروب بردمش دکتر، دکتر ش هم خیلی آراد رو دوست داره به من گفت آفرین خیلی خوب به بچه رسیدی هم از نظر تربیتی همم جثه.دیگه نمیدونست که معلم اصلیش حاجی بابای آراده که ی روز بدون هم نمیمونن.خلاصه به آراد با زور شربت هاش رو میخورونم.تازه اراد دیروز ی جمله 4 کلمه ای درست کرد.هم...
14 ارديبهشت 1390

پیچ در پیچ

خلاصه بعد از چند روز گرفتاری اومدم از یک طرف عمل بابا روز شنبه ۷اسفند دندون در اوردن اراد وخلاصه تولد اراد وبعد تولد جنجالی دایی در روز ۱۳ ام.دوس ندارم زیاد توضیح بدم از دیروزم که کمر بابا وحید و حاجی بابا افتاده به درد و هر دو تو رختخواب خوابیدن .اصلا حوصله توضیح ندارم پسر نازم
14 ارديبهشت 1390

شیرین زبونی

    سلام پسر نازم امید وارم همیشه سالم و سر حال خوش و خرم باشی و جاودانو مث خورشید پایدار و گرم چند روزه بعد از خستگی کار روزانه میام برات تایپ مطالب میکنم همش یهو دستم میخوره پاک میشه الانم اومدم تموم کنم نمیدونم چی شد بازم پر شد خلاصه عزیز دلم به عشق تو دارم مینویسم آخه: خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم چند روز پیش ۲ تا کار جالب ازت دیدم حیفم میاد که ننویسم ...
14 ارديبهشت 1390